کد مطلب: 27319
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۸
کوری عاطفی

کاهش گفت‌وگو، بی‌تفاوتی نسبت به دنیای یکدیگر و ترجیح سکوت بر هم‌صحبتی، می‌تواند نشانه‌ای از فاصله عاطفی میان زوجین باشد؛ فاصله‌ای که گاهی پیش از هر اختلاف آشکاری شکل می‌گیرد.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ گاهی زندگی مشترک از بیرون آرام به نظر می‌رسد؛ نه دعوایی در کار است و نه اختلافی جدی، اما زن و مرد دیگر حرف چندانی برای گفتن به یکدیگر ندارند. ساعت‌ها در یک خانه کنار هم هستند، اما هرکدام درگیر تلفن همراه، کار، تلویزیون یا اتاق خودشان‌اند و گفت‌وگوهایشان به مسائل روزمره محدود شده است. در مقابل، ممکن است همان زن یا مرد در جمع دوستان و بستگان، ساعت‌ها صحبت کند و حرف‌های ناگفته زیادی برای گفتن داشته باشد. این وضعیت می‌تواند نشانه‌ای از فاصله عاطفی در رابطه باشد؛ حالتی که در آن شاید «صلح» در خانه وجود داشته باشد، اما «صمیمیت» کم‌رنگ شده است.

وقتی سکوت، جای گفت‌وگو را می‌گیرد

همه سکوت‌های میان زن و شوهر نشانه مشکل نیست. گاهی خستگی، مشغله کاری یا نیاز به خلوت باعث می‌شود زوج‌ها ساعاتی را بدون گفت‌وگو سپری کنند. مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که سکوت به یک الگوی دائمی تبدیل شود و زن و مرد دیگر احساس نکنند چیزی برای گفتن یا شنیدن از یکدیگر دارند.

در چنین شرایطی، ممکن است گفت‌وگوهای زوجین به جمله‌هایی مانند «شام چی داریم؟»، «بچه را بردی؟»، «قبض را پرداخت کردی؟» یا «فردا چه کار داریم؟» محدود شود؛ یعنی ارتباط همچنان وجود دارد، اما بخش عاطفی آن به تدریج عقب می‌رود.

زیر یک سقف، اما در دو دنیای جدا

یکی از نشانه‌های فاصله عاطفی می‌تواند این باشد که زوج‌ها ترجیح می‌دهند بیشتر وقت خود را جدا از یکدیگر سپری کنند؛ یکی با تلفن همراه، دیگری با تلویزیون، کار یا سرگرمی شخصی.

در چنین وضعیتی ممکن است هیچ درگیری آشکاری هم وجود نداشته باشد. حتی اطرافیان شاید تصور کنند این زوج زندگی آرامی دارند. اما آرام بودن یک رابطه الزاماً به معنای صمیمی بودن آن نیست.

گاهی اختلاف و دعوا کمتر شده است، نه به این دلیل که مشکلات حل شده‌اند، بلکه چون یکی یا هر دو طرف دیگر انرژی یا انگیزه‌ای برای گفت‌وگو ندارند.

چرا با دیگران راحت‌تر حرف می‌زنیم؟

پرسش مهم اینجاست که چرا ممکن است فردی در جمع دوستان یا اعضای خانواده بسیار پرحرف و صمیمی باشد، اما در کنار همسرش سکوت کند؟

یکی از دلایل می‌تواند شکل گرفتن تجربه‌های ناخوشایند در گفت‌وگوهای قبلی باشد. اگر فرد بارها احساس کرده که حرفش شنیده نمی‌شود، مورد قضاوت قرار می‌گیرد، صحبتش به دعوا ختم می‌شود یا احساساتش جدی گرفته نمی‌شود، ممکن است به مرور ترجیح دهد سکوت کند.

در این حالت، مشکل فقط «کم حرف شدن» نیست؛ بلکه ممکن است فرد احساس کند حرف زدن با همسر دیگر امن و لذت‌بخش نیست.

وقتی حرف‌های نگفته، بیرون از خانه گفته می‌شوند

گاهی فرد درباره مشکلات زندگی، نگرانی‌ها، موفقیت‌ها و حتی جزئی‌ترین اتفاقات روزانه خود با دوستان یا بستگان صحبت می‌کند، اما همسرش آخرین کسی است که از این مسائل باخبر می‌شود.

این وضعیت می‌تواند زنگ خطری برای رابطه باشد؛ نه به این معنا که داشتن دوست یا ارتباط اجتماعی نادرست است، بلکه به این معنا که اگر بخش مهمی از نیاز فرد به شنیده شدن و همدلی، به طور کامل خارج از رابطه زناشویی تأمین شود، فاصله عاطفی میان زوجین ممکن است بیشتر شود.

رابطه سالم به این معنا نیست که زن و شوهر باید تنها افراد زندگی یکدیگر باشند؛ بلکه مهم است که همچنان یکی از مهم‌ترین و امن‌ترین فضاها برای گفت‌وگو و در میان گذاشتن تجربه‌های زندگی مشترک، رابطه زوجین باشد.

«کوری عاطفی»؛ بیشتر یک هشدار تا یک تشخیص

اصطلاح «کوری عاطفی» در گفت‌وگوهای عمومی درباره روابط زناشویی استفاده می‌شود، اما نباید آن را یک تشخیص پزشکی یا روان‌شناختی مستقل تلقی کرد.

آنچه در چنین توصیف‌هایی اهمیت دارد، مفاهیمی مانند فاصله عاطفی، کاهش صمیمیت، ضعف ارتباط مؤثر و بی‌تفاوتی نسبت به دنیای درونی همسر است.

بنابراین اگر زن و شوهری گاهی سکوت می‌کنند یا هرکدام زمانی را به فعالیت‌های شخصی اختصاص می‌دهند، نمی‌توان صرفاً بر اساس این رفتار گفت که دچار مشکل عاطفی شده‌اند. آنچه اهمیت دارد، استمرار این وضعیت و احساس نارضایتی، تنهایی یا قطع ارتباط عاطفی در رابطه است.

صلح هست، اما صمیمیت نیست

یکی از خطرناک‌ترین ویژگی‌های فاصله عاطفی این است که همیشه با دعوا و تنش دیده نمی‌شود.

گاهی زوجین به مرحله‌ای می‌رسند که دیگر درباره بسیاری از مسائل بحث نمی‌کنند؛ نه به این دلیل که به تفاهم رسیده‌اند، بلکه چون از تلاش برای تغییر یکدیگر یا حل مسئله خسته شده‌اند.

خانه در ظاهر آرام است، اما هرکدام زندگی عاطفی خود را جداگانه پیش می‌برند. این همان جایی است که می‌توان گفت نبود دعوا الزاماً نشانه وجود صمیمیت نیست.

از کجا باید دوباره شروع کرد؟

بازسازی رابطه عاطفی معمولاً با کارهای بزرگ آغاز نمی‌شود. گاهی یک گفت‌وگوی کوتاه و بدون تلفن همراه، پرسیدن حال واقعی همسر، گوش دادن بدون ارائه راه‌حل فوری یا تعریف کردن یک اتفاق ساده از روزمرگی‌ها می‌تواند شروع دوباره ارتباط باشد.

قرار نیست هر گفت‌وگویی به حل یک مشکل بزرگ منجر شود. زوجین گاهی فقط نیاز دارند احساس کنند هنوز برای یکدیگر مهم‌اند و کسی در خانه هست که می‌توانند تجربه‌هایشان را با او در میان بگذارند.

مراقب فاصله‌ای باشیم که بی‌صدا شکل می‌گیرد

فاصله عاطفی معمولاً یک‌شبه ایجاد نمی‌شود. ممکن است از گفت‌وگوهای کوتاه‌تر، کمتر شدن توجه، افزایش زمان استفاده از تلفن همراه، ترجیح تنهایی و بی‌تفاوت شدن نسبت به اتفاقات روزمره همسر آغاز شود.

به همین دلیل، شاید مهم‌ترین سؤال برای یک زوج این نباشد که «چقدر با هم دعوا می‌کنیم؟» بلکه این باشد که «چقدر هنوز حرفی برای گفتن به یکدیگر داریم؟»

ممکن است دو نفر سال‌ها در یک خانه زندگی کنند، برنامه‌های روزانه مشترک داشته باشند و حتی هیچ اختلاف جدی میانشان دیده نشود؛ اما اگر دیگر نتوانند شادی‌ها، نگرانی‌ها، دغدغه‌ها و اتفاقات زندگی خود را با یکدیگر در میان بگذارند، لازم است رابطه عاطفی‌شان را جدی‌تر بررسی کنند.

زندگی مشترک فقط کنار هم بودن نیست؛ توانایی دیدن، شنیدن و فهمیدن یکدیگر است. و گاهی پیش از آنکه فاصله میان دو نفر به جدایی برسد، باید صدای همین سکوت طولانی را شنید.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =

آخرین‌ها